X
تبلیغات
روشنفکر ترین مرجع تقلید ایران

. آيا پولى كه در صندوق قرار مى‏دهند خمس دارد يا خير؟ 
اگر پولى كه در صندوق مى‏گذارد سال بر آن بگذرد، در صورتى كه جزء سرمايه او باشد و بدون آن زندگى‏اش مطابق شأنى كه دارد اداره نشود خمس ندارد.

2. آيا غذا خوردن در منزل كسانى كه خمس نمى‏دهند اشكال دارد؟ 
خوردن و آشاميدن در منزل اشخاصى كه خمس نمى‏دهند مانعى ندارد چون چيزهايى كه از بازار مى‏خرند با عين پول كه خمس به آن تعلق گرفته و آن را ادا نكرده‏اند نيست، زيرا يا آن را نسيه مى‏خرند و يا آنكه پس از تمام شدن خريد و قرار گرفتن ثمن در ذمه خريدار، از پولى كه خمس بر آن تعلق گرفته به فروشنده مى‏دهد، در اين صورت خوردن آن چيزى كه خريده هم براى خودش و هم براى مهمانش مباح و حلال است، ولى ذمه او به آن مقدار خمسى كه در مالش بوده مشغول مى‏شود، و بايد آن را به سيد فقير بدهد.

3. آيا جايز است شخصى كه مبلغى از سيد فقيرى طلبكار است، آن را بابت خمس حساب نمايد؟ 
بله جايز است و مى‏تواند آن را بابت خمس حساب كند.

4. زنى سيده نيست ولى كودكان سيد فقير خود را سرپرستى مى‏كند، آيابراى او جايز است كه از سهم سادات هزينه زندگى خود و آنان را تأمين كند؟ 
بله مى‏تواند، براى بچه‏ها چون سيد فقير مى‏باشند و براى خودش به عنوان‏حق‏الزحمة.

5. زنى سيده است ولى شوهر او سيد نمى‏باشد و فقير است، آيا براى او خمس گرفتن جايز است؟ 
بله مى‏تواند خمس بگيرد و آن را خرج شوهر و فرزندان خود نمايد.

6. كسى كه برادر يا خواهرى دارد كه سيد و فقير است، آيا مى‏تواند مخارجى كه صرف در زندگى آنها مى‏كند، بابت بدهى خمس خود حساب كند؟ 
بله مى‏تواند، زيرا اداره زندگى آنان بر او واجب نيست.

7. كسى كه پدر و مادرى فقير دارد، آيا مى‏تواند از بابت وجوهات زندگى آنها را تأمين كند؟ 
نمى‏تواند، زيرا بر فرزند واجب است در صورتى كه پدر و مادر توانايى بر كسب و كار نداشته باشند، به آنها از اصل مالش بپردازد و زندگى آنها را به گونه‏اى كه متعارف است تأمين كند. البته در هزينه‏هايى كه واجب نباشد، مانند سفر زيارتى وغير آن، مى‏تواند از زكات به آنها بدهد.

8. آيا به ماشين كه مربوط به كار شخص باشد خمس تعلق مى‏گيرد؟ 
اگر جزء سرمايه‏اى باشد كه بدون آن زندگى وى اداره نشود خمس ندارد.

9. شخصى تراكتورى را به گونه اقساط خريده، با اين انگيزه كه به وسيله كار با آن زندگى خودش را تأمين نمايد، آيا خمس به آن تعلق مى‏گيرد؟ 
اگر از درآمد سال قسطهاى آن را پرداخت مى‏كند و بيشتر از مقدار سرمايه‏اى كه مورد نياز اوست نمى‏باشد، خمس ندارد.

10. اگر كسى با پولى چيزهاى غيرضرورى يا اسراف و تبذير خريدارى كرده باشد، آيا خمس به آن تعلق مى‏گيرد يا خير؟ 
بله خمس بر آن تعلق مى‏گيرد و بايد آن را بپردازد.


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 19:46  توسط   | 

نظرات جديد و نوآورى‏هاى حضرت آية اللّه العظمى‏ جنّاتى


حضرت آية اللّه العظمى‏ جنّاتى سال‏ها در ارتباط با موضوعات مستحدثه و مسائل جديد ومظاهر نوين زندگى و رويدادهاى نو به نوى جامعه، پژوهش‏هاى مستمرى داشته‏اند و آنها را با توجه به شرايط زمان، مكان، عرف ونياز جامعه (كه تحول آنها داراى تأثير در تحول اجتهاد مى‏باشند)، براساس مبانى فقه اجتهادى و عناصر اصلى استنباط در محافل علمى ومراكز فرهنگى و نشريه‏ها و مصاحبه‏ها مطرح و به بحث گذاشته‏اند و با ارائه نظرات جديد خود (كه بيش از صد نظريه است) راهگشاى پژوهشگران وعالمان بوده‏اند. تعدادى از آرا و فتاواى جديد معظم له عبارتند از:

مسائل تقليد
عدم تعيّن تقليد از مجتهد اعلم؛ زيرا از مجتهدى بايد تقليد كرد كه واجد شرايط به گونه كامل باشد و تعيين مجتهد اعلم از بين دو مجتهد مطلق به معناى معروف آن كه استادتر در به دست آوردن حكم خدا باشد، تصوير ندارد نه ثبوتا و نه اثباتا و اما به معناى غير معروف آن كه يكى كمتر اشتباه مى‏كند و ديگرى بيشتر در مقام تفريع و تطبيق، اگر چه به اين معنا تصوير دارد، ولى تعيين آن حتى براى مجتهدى كه هم رديف آنها باشد بسيار مشكل است؛
شرط نبودن مرد در تقليد و اگر زنى داراى شرايط اجتهاد باشد تقليد از او جايز است؛
جايز شمردن تقليد ميت ابتدائا. البته فتواى شريف العلماى آملى استاد شيخ اعظم انصارى و سعيد العلماى مازندرانى و نيز فتواى مرحوم ميرزاى قمى همين بوده است ولى دليل معظم له غير از دليل آنها در اين فتوا مى‏باشد.

موارد تعميم حكم‏
تعميم حكم احتكار به هر چيزى كه براى جامعه ضرر داشته باشد واختصاص نداشتن احتكار به گندم و جو و خرما و كشمش كه در نصوص آمده است؛
تعميم حكم زكات در غير 9 چيزى كه در نصوص وارد شده است، در صورتى كه شرايط آن محقق شود؛
تعميم حكم شرط بندى و برد و باخت در مسابقه اسبدوانى وتيراندازى به هر وسيله‏اى كه تمرين با آن، در جنگ (براى حفظ حدود اسلامى و جلوگيرى از تسلط دشمنان اسلام) مفيد باشد؛

موارد تحديد حكم‏
محدود دانستن حكم جواز احيا و تملك در زمين‏هاى موات كه در نصوص به گونه مطلق آمده است (آن گونه كه احياى آنها در زمان صدور روايات معمول ومتداول بوده است)؛ زيرا امروزه با پيدايش وسايل وابزار جديد، اگر در احياى آنها محدوديتى نباشد، با مصالح جامعه منافات دارد؛
محدود دانستن جواز بهره‏بردارى از انفال (مانند مراتع وجنگل‏ها) كه در نصوص به گونه مطلق آمده وجواز تصرف در آنها بدون قيد وحد ومرز، پيامدها وخسارت‏هاى جبران ناپذيرى براى جامعه ومحيط زيست دارد ودر جلد دوم توضيح المسائل مفصلا بيان شده است؛
محدود دانستن حكم به حرمت شركت و استفاده از چيزهاى مباح و حلال در سفره‏اى كه شراب در آن قرار دارد، بر موردى كه صاحب آن مسلمان يا در كشور اسلامى باشد و اما اگر صاحب سفره مسلمان نباشد ودر كشور غير اسلامى باشد، چنين حكمى ندارد؛

موارد اختصاص نداشتن حكم‏
اختصاص نداشتن ديه به شتر و گاو و گوسفند و اينكه مى‏توان با غير آنها نيز ديه را ادا كرد؛
جواز تصدى اجراى حد براى غير امام معصوم؛

نظريه در مورد حكم مرتد و رجم‏
نظريه در باره مرتد و محارب كه ايشان حكم آن را منحصر به مرتدى مى‏دانند كه ثابت شود او در صدد براندازى و نابودى اصل اسلام است؛
بيان اشكال در مشروعيت رجم به دليل نبودن دليل معتبر؛

موارد جواز انجام كار
جواز كنترل جمعيت كه دليل آن در جلد دوم توضيح المسائل بيان شده است؛
جواز تغيير جنسيت در موردى كه زمينه براى آن باشد؛
جواز شبيه سازى در ضمن شرايطى كه دارد؛
جواز تلقيح مصنوعى؛
جواز جايگزينى رحم و صحت اجاره آن براى رشد اسپرم مرد ونطفه زنى كه رحم او توانايى بر نمو و رشد و تكامل نطفه را ندارد؛
جواز آبستنى زن با اسپرم غير همسر در صورتى كه همسر وى عقيم و راضى باشد و اين كار با ارتكاب حرام شرعى همراه نباشد؛
جواز تشريح بدن ميت با مراعات شرايطى كه دارد؛
جواز پيوند اعضاى انسان؛
جواز اهداى اعضاى انسان؛
جواز خريد و فروش برخى از اعضاى بدن؛
جواز خواندن به گونه غنايى و آوازى كه حرام است در مجالس عروسى، به دليل ادله استثناى آن در مجالس عروسى؛
حلال بودن مزدى كه خوانندگان زن و مرد در عروسى‏ها مى‏گيرند؛
جواز اجراى موسيقى غنايى غير لهوى؛
جواز خريد و فروش آلات موسيقى كه در لهو ممحض نباشند واز آلات مشترك محسوب باشند؛
جواز رقص زنان براى زنان و رقص مردان براى مردان در عروسى‏ها وشادى‏ها؛
جواز خواندن سرودهاى حماسى، دينى، مذهبى، اخلاقى، اجتماعى وعرفانى توسط زنان و مردان با هم، آن گونه كه معمول است وبه آن گروه كر يا همخوان گفته مى‏شود؛
جواز كف زدن در عروسى‏ها وشادى‏ها ودر مقام تشويق؛
جواز شنيدن آهنگ‏هاى كلاسيك كه احساس خوشايندى در انسان پديدار مى‏سازند و در رفع خستگى و آرامش اعصاب مؤثرند و غرض از آن لهو نيست؛
جواز عقد به زبان فارسى براى فارسى زبانان و جواز آن براى هر قومى به زبان خودش؛
صحت طلاق هر صاحب مذهبى كه مطابق مذهب خودش زنش را مطلقه سازد؛
جواز تصدى مقامات اجتماعى براى زنان مانند: رياست جمهورى، قضاوت، مرجعيت دينى و همه مسئوليت‏ها، در صورتى كه شرايط آنها را دارا باشند؛
جواز خارج شدن زن از منزل شوهرش بدون اجازه او، اگر منافات با حق شوهر نداشته باشد؛
ارث زن از تركه همسرش از منقول و غير منقول؛
حلال بودن تزكيه با استيل؛
جواز بازى با آلات قمار مانند شطرنج، پاسور، نرد، بولينگ، بيليارد و نيز جز اينها، در صورتى كه مقصود از آن ورزش فكرى وتقويت بنيه رياضى باشد واما اگر مقصود از آن برد و باخت باشد حرام است؛
امروزه در بانك‏ها از گيرندگان وام مقدارى سود بانكى مى‏گيرند وبه صاحبان سپرده سود مى‏دهند وداراى عناوين مختلفى مانند مضاربه، جعاله و... مى‏باشد كه با توجه به تورم موجود ربا نيست واشكالى ندارد. البته در برخى موارد ربا وجود دارد كه مى‏توان آن را برطرف كرد؛
جواز ستاره‏شناسى؛
جواز قيافه‏شناسى؛
جواز مجسمه‏سازى به دليل نبود مفاسد زمان‏هاى گذشته در آن؛
جواز خريد و فروش هر چيزى كه در آن فايده حلال باشد؛
جواز استعمال آلات موسيقى كه هنرمندان براى جاانداختن وپرداختن وتنظيم نمودن سرودهاى مفيد در بعد دينى، مذهبى، اخلاقى، اجتماعى وفرهنگى به كار مى‏گيرند؛

زمان بلوغ دختران‏
علامت بلوغ دختر حيض است و نه سن خاص؛ زيرا به نظر ايشان بلوغ امرى طبيعى است و تا تخمك در رحم پيدا نشود، توانايى بر توليد مثل وكار جنسى به وجود نمى‏آيد وپيدايش تخمك در رحم دختر وحيض نشانه بلوغ است (نه سن خاص) و هيچگاه نمى‏توان سن خاصى را علامت بلوغ دختر دانست؛
شرط نبودن اذن پدر در صحت عقد ازدواج دختر، اگر دختر توانايى بر درك مصلحت ومفسده را داشته باشد وتحت تأثير عواطف واحساسات قرار نگيرد؛

زمان يائسگى زن‏
علامت يائسگى زن سن خاصى نمى‏باشد؛ زيرا ايشان يائسگى را امرى طبيعى مى‏دانند و زمانى زن يائسه مى‏شود كه رحم او براى پرورش ورشد ونمو نطفه، توانايى وقابليت نداشته باشد و به اين جهت نمى‏توان سن خاصى را علامت براى آن قرار داد. با اين حساب در نظر گرفتن سن 50 سال به عنوان زمان يائسگى زنى كه از سادات نيست و در نظر گرفتن سن 60 سال به عنوان زمان يائسگى زنى كه از سادات است، مورد پذيرش ايشان نمى‏باشد؛

مسائل غير مسلمانان‏
طهارت ذاتى همه اهل كتاب، مشركين و ملحدين از نظر جسمى؛
طهارت ذاتى همه انسان‏ها در هر مسلك ومذهبى كه قرار دارند؛
جواز ازدواج مردان مسلمان با زنان اهل كتاب، نه با زنان مشرك وملحد؛
قرار دادن جزيه بر اهل ذمه (كه در پناه اسلام قرار دارند) برافراد وبراموال وبر غير آنها؛
حلال بودن ذبايح اهل كتاب، نه مشركين وملحدين وغير آنها؛
ديه مسلمان وغير مسلمان از حيث مقدار؛

مسائل مربوط به حج‏
قرار دادن ادنى الحل مانند مواقيت ديگر وبى هيچ تفاوتى؛
كفايت خوردن سنگ‏ريزه‏ها در رمى جمرات به هر نقطه‏اى كه ستون در آن قرار دارد، چه به خود ستون برخورد كند و چه به مكانى كه سنگ‏ريزه‏ها در آن جمع مى‏شوند؛
جواز ذبح قربانى در غير منى‏ اگر نيازمندى در منى‏ نباشد كه از گوشت آن استفاده نمايد؛
كفايت يك قربانى‏هنگام گرانى براى اهل يك سفره (يك كاروان). البته مقتضاى برخى احاديث اگرچه اين است، ولى ميزان گرانى و برخى از خصوصيات اين مسأله مورد تأمل است.؛
صحت حج كسى كه در شب دهم ذيحجه مقدارى از وقت را در مشعرالحرام درك كرده باشد، اگرچه وقوف ما بين طلوعين را در آن عمدا درك نكرده باشد، ولى كفاره دارد؛

مسائل متفرقه‏
وجوب پوشش تمام بدن زن به استثناى چهره و دو دست، با هر نوع پوششى كه باشد؛
پذيرش تحول اجتهاد با تحول زمان، مكان، عرف واحوال انسان؛
نپذيرفتن قانون تحول شريعت با تحول زمان و پذيرش قانون تحول اجتهاد با تحول زمان؛
ثبوت حق تأليف وحق نشر (كپى رايت) براى مؤلفان ومبتكران شرعا؛
بطلان قاعده تسامح در ادله سنن؛
مفاد قاعده الزام حكم واقعى است، نه اباحه ومشروعيت كه بين فقها معروف است؛
جواز شبيه‏سازى انسان و فرزندى كه از او به وجود مى‏آيد واينكه از حيث حكم مانند فرزند طبيعى انسان است؛
ايشان آرا ونظرات نوينى در ارتباط با ابواب ديگر فقه ارائه نموده‏اند كه پس از
تنظيم، در فرصت‏هاى ديگر ارائه خواهند شد.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1391ساعت 18:56  توسط   | 

استفتائات هفته

1. اگر در مضاربه بين مالك و عامل اختلاف در مقدار سهم عامل شود، چگونه مى‏توان آن را برطرف كرد؟ 
هرگاه بين مالك و عامل در مقدار سهم عامل اختلاف شود، در صورتى كه بيّنه براى عامل در ادعايش در بين نباشد، قول مالك مقدم مى‏شود و نيز اگر عامل مدعى شود كه سرمايه را به مالك برگردانده ولى مالك منكر آن شود، در صورتى كه براى عامل بيّنه بر ادعايش نباشد، قول مالك با قسم مقدم مى شود.

2. آيا عامل مى‏تواند مال المضاربه را با مال خود بدون اذن مالك مخلوطكند؟ 
عامل نمى‏تواند مال المضاربه را بدون اذن مالك با مال خود مخلوط نمايد و هرگاه اين كار را انجام دهد، ربح و سودى كه از تجارت حاصل مى‏شود، بايد نسبت به سرمايه و مال مختلط تقسيم شود.

3. آيا مضاربه در مال مشترك صحيح است؟ 
مضاربه در مال مشترك صحيح مى‏باشد، پس مالى كه بين دو نفر به‏گونه نصف مشترك مى‏باشد، يكى از آنها مى‏تواند سهم خود را به شخص ديگرى كه آن را مى‏داند، به عنوان مضاربه واگذار نمايد.

4. آيا تأخير عامل در تجارت با مال المضاربه بدون اذن مالك، جايزاست؟ 
تأخير عامل بعد از تحويل گرفتن رأس المال براى تجارت با آن به مقدارى كه عرفا مسامحه در تجارت محسوب گردد و بدون اذن مالك باشد، جايز نيست و اگر بدون اذن او تأخير صورت گيرد و سرمايه تلف شود، عامل ضامن است، ولى مالك فقط مى‏تواند رأس المال را از عامل مطالبه نمايد.

5. اگر بين دو طرف مضاربه اختلاف شود و مالك ادعا كند مال را به عنوان قرض به عامل داده و عامل ادعا كند آن را به عنوان مضاربه گرفته است، حكم آن را بيان‏فرماييد؟ 
اگر بين مالك و عامل در صورتى كه در رأس المال تلف يا خسارتى واقع گرديده، اختلاف شود به اينكه مالك ادعا كند كه رأس المال را به عنوان قرض به عامل داده و عامل ادعا كند كه آن را به عنوان مضاربه گرفته است، قول مالك با قسم مقدم مى‏شود. اما اگر اختلاف بين آنها به عكس اختلاف مذكور واقع شود، در اين صورت اگر هر دو قسم بخورند و يا نكول كنند، لازم است مالك اكثر الامرين از اجرة المثل واز حصه ربح را به عامل پرداخت نمايد.

6. اگر در مضاربه بين مالك و عامل اختلاف شود و عامل ادعا كند جنسى را با پول شخصى خريده و مالك ادعا كند با پول مضاربه است، حكم آن را بيان فرماييد؟ 
اگر عامل ادعا كند جنسى را كه خريدارى كرده، براى خود و از مال شخصى خود خريده است و مالك ادعا كند كه آن را با پول رأس المال به جهت مضاربه خريده است و يا اينكه عامل و مالك ادعاى عكس مذكور را نمايند، در هر دو صورت قول عامل مقدم مى‏شود.

7. اگر در مضاربه بين مالك و عامل در مقدار ربح اختلاف شود، چگونه مى‏توان آن را برطرف كرد؟ 
اگر مالك و عامل در مضاربه رأس المال و مقدار حصه عامل از ربح اتفاق نظر داشته باشند ولى در مقدار ربح حاصله از تجارت و يا در اصل حصول ربح و سود اختلاف نظر داشته باشند، در هر صورت قول عامل با يمين مقدم است.

8. اگر بين مالك و عامل در برگرداندن اصل مال المضاربه اختلاف شود كيفيت حل آن را بيان فرماييد؟ 
اگر بين مالك و عامل اختلاف در ردّ رأس المال باشد به اينكه عامل آن را ادعا نمايد و مالك آن را انكار كند، در اين صورت اگر بيّنه‏اى در بين نباشد، قول مالك با يمين مقدم است.

9. اگر معلوم شود كه مال المضاربه مال غير بوده و تلف شده باشد، وظيفه صاحب مال چيست؟ 
اگر بعد از عقد مضاربه معلوم شود مالى كه متعلق عقد مضاربه قرار گرفت مال ديگرى بوده و تلف شود، صاحب مال مى‏تواند به هر يك از مضارب و عامل رجوع كند و مالش را از او بگيرد.

10. آيا جايز است گرفتن سود پولى كه در بانك‏هاى دولت‏هاى غيراسلامى سپرده مى‏شود؟ 
گرفتن سود پولى كه در بانك‏هاى دولت‏هاى غيراسلامى سپرده مى‏شود، جايز است، حتى اگرچه شرط سود در آن شده باشد و در اين جهت فرق نمى‏كند كه صاحب بانك از كافران كتابى باشد و يا مشرك و يا ملحد.




قابل توجه مراجعين محترم پايگاه اطلاع رسانى حضرت آية الله العظمى جناتى
پس از عرض سلام و تشکر از عنايات و الطاف فراوانى که مبذول داشته‌ايد، به استحضار مى‌رساند روزانه استفتائات بسيار زيادى به صندوق پستى اين پايگاه ارسال مى‌گردد که پاسخ بسيارى از آنها در جلد اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم رساله توضيح المسائل ايشان چاپ گرديده يا در بخش فتاواى منتخب اين پايگاه وجود دارد و عزيزان مى‌توانند با تهيه رساله‌ها يا دقت بيشتر در بخش فتاواى منتخب اين پايگاه، پاسخ بسيارى از پرسش‌هاى خويش را بيابند.
تلاش ما اين است که پاسخ استفتاى همه عزيزان در کوتاه‌ترين زمان ممکن و به صورت جداگانه ارسال شود، اما به علت حجم زياد استفتائات و کمبودها و محدوديت‌ها، در برخى موارد به انعکاس استفتائات در خبرنامه هفتگى پايگاه بسنده مى‌گردد که اميد است دوستان عذر ما را در اين زمينه بپذيرند.
براى تهيه رساله‌هاى توضيح المسائل و ديگر كتاب‌هاى حضرت آية الله العظمى جناتى مى‌توانيد در قم با انتشارات انصاريان (صفاييه، کوچه آمار، تلفن: 02517741744 ، 02517742647 ، www.ansariyan.ir

 
)، در مشهد با نمايندگى انتشارات انصاريان (چهارراه شهدا، پاساژ الغدير، شماره 14 ، تلفن: 05112218865) و در تهران با انتشارات ايده نو (ميدان انقلاب، خيابان 12 فروردين، کوچه نوروز، تلفن: 02166414415 ،www.newideabook.com
 
) تماس بگيريد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 2:13  توسط   | 

1. در مراكز آموزشى كه پزشك تربيت مى‏نمايند، گاهى به دليل كمى مهارت دانشجويان، عوارض و خطراتى متوجه جان بيمار مى‏گردد (نقص عضو يافوت) آيا پزشك اصلى ضامن است يا دستيار او؟
اگر مريض بداند كه دانشجويان از جهت كمى مهارت، او را ناقص العضو مى‏نمايند يا آن كه پزشك او را در دست دانشجويان كم مهارت مى‏گذارد و از جهت كمى مهارت، باعث نقص عضو يا فوت او مى‏شوند، در اين فرض خود مريض سبب نقص عضو يا فوت خود است و ديه هم ندارد. ولى اگر مريض نداند، پزشك اصلى ضامن بوده و ديه بر او است.

2. اگر مريض نداند كه زير دست دانشجويان رفتن، باعث فوت يا نقص عضو مى‏شود و پزشك اصلى هم نداند كه كمى مهارت باعث نقص عضو بيمار مى‏شود و خودِ دانشجويان هم اين را ندانند و بيمار بميرد و يا آن كه در عضو وى نقصى پيدا شود، چه كسى ضامن است؟
در مفروض سؤال هيچ كس ضامن نيست.

3. در مواردى كه براى درمان بيمار، پزشك ناچار به لطمه زدن به بيمار است، مثلا براى احياى قلب بيمارى كه سكته كرده، ماساژ مى‏دهد به گونه‏اى كه منجر به شكستن دنده‏هاى او مى‏شود، يا براى تحريف فك بيمار به او سيلى مى‏زند، به گونه‏اى كه پرده گوشش پاره مى‏شود، آيا در اين موارد پزشك ضامن است؟
در مفروض سؤال كه لطمه زدن يا ماساژ دادن پزشك به عنوان درمان بيمار است، اشكال ندارد و به جهت شكسته شدن استخوان‏ها و يا پاره شدن پرده گوش بيمار، بر او ضمانى نمى‏باشد.

4. در موارد استعمال داروهايى كه مصرف آنها زياد است، مثل پنى‏سيلين و داروهاى ديگرى كه در پزشكى مصرف مى‏شوند و احتمال ايجاد شوك دارند، تكليف چيست؟ با توجه به اين كه مطرح كردن آن براى بيمار و گرفتن برائت از او برايش بيشتر ترس ايجاد مى‏كند و نيز در موارد انجام راديوگرافى‏ها با ماده حاجب كه پس از تزريق آن احتمال عارضه و حتى مرگ وجود دارد، آيا اخذ رضايت‏نامه كتبى و برائت از بيمار ضرورى مى‏باشد؟
اگر در اين امور احتمال شوك يا مرگ با تست كردن رفع مى‏شود، بايد پزشك آن را عملى نمايد. اگر امكان انجام اين آزمايش‏ها وجود ندارد و پزشك لازم است كه اين داروها را به مصرف بيمار برساند و به او تزريق نمايد، مى‏تواند آن را عملى سازد و اگر ناخودآگاه مريض بميرد يا عضوى از او از بين برود، پزشك و دستياران او ضامن نمى‏باشند.

5. آزمايشات اجبارى كه براى تشخيص برخى بيمارى‏ها انجام مى‏شود مانند آزمايشاتى كه براى اطلاع از وجود بيمارى‏هاى مقاربتى به صورت اجبارى انجام مى‏گردد، از جنبه شرعى چه حكمى دارد؟
در كليه مواردى كه نياز به اخراج منى از مجراى خودش بشود و پزشك آن را لازم بداند، استمنا در اين صورت حرمتى ندارد و حدّ شرعى هم بر آن نيست و اگر محتاج نظر به عورت هم باشد، مانعى ندارد.

6. اگر پزشك در معالجه مريض اشتباه كند حكم چيست؟
اگر پزشك دارويى را براى مريض اشتباها تجويز كند و پرستار آن را به مريض بدهد و باعث نقص عضوى از اعضاى او شود، پزشك ضامن است.

7. اگر متصدى تزريق آمپول در كارش اشتباه كند و باعث فوت بيمار شود، او ضامن است يا پزشك؟
هرگاه آمپولى كه پزشك براى بيمار تجويز كرده، در آن اشتباه نكرده باشد ولى با تزريق آن توسط متصدى آن مريض فوت كند، ديه بر عهده او است نه بر عهده‏پزشك.

8. حكم تزريق خون به غير هم‏جنس و يا به غير هم‏كيش جواز است ياحرام؟
تزريق خون مرد به زن و زن به مرد و يا خون كافر به مسلمان جايز است.

9. اگر مريضى سخت نتواند دارو تهيه كند و خوف تلف او در ميان باشد تكليف مردم مسلمان چه مى‏باشد؟
اگر شخصى مريض باشد و پزشك معالج براى خوب شدن وى دارو و آمپول مخصوصى را مؤثر بداند كه توانايى مالى تهيه آن را نداشته باشد، در صورتى كه با تهيه نشدن و مورد استعمال قرار نگرفتن آن خوف تلف و از بين رفتن او باشد، بر همگان به عنوان واجب كفايى واجب است كه آن را تهيه نمايند و او را از خطر مرگ نجات دهند و هرگاه كسى در تهيه آن پيش قدم شد، از ديگران تكليف ساقط مى‏شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 22:47  توسط   | 

بعضى اوقات زنان كه دور هم جمع مى‏شوند براى سرگرمى دايره و دف مى‏زنند و كف و دست افشانى مى‏كنند آيا اشكال دارد؟
فى نفسه مانعى ندارد.

2. دست زدن و كف زدن براى تشويق شاعر و يا گوينده به مناسبت اعياد اسلامى و ميلاد امامان معصومين(ع) در اماكن مقدسه، مساجد و حسينيه‏ها، آيااشكال دارد؟
در فرض سؤال هيچ گونه اشكالى ندارد.

3. نشستن زن در تالار و مجالس عروسى در زمانى كه زنى مشغول رقص است اشكال دارد؟
اشكال ندارد.

4. آيا گوش دادن به دكلمه زن كه از صداى جمهورى اسلامى پخش مى‏شود مانعى دارد يا خير؟
چون به گونه غنا نيست مانعى ندارد.

5. آيا شنيدن آواز و سرود زن نامحرم اشكال دارد؟
اگر به گونه لهوى نباشد فى نفسه مانعى ندارد، زيرا صداى زن از عورت به حساب نمى‏آيد، البته اگر به گونه لهوى و لعب باشد و يا آنكه باعث مفسده شود، جايز نمى‏باشد.

6. آيا خواندن زنان و مردان با هم اشكال دارد؟
خواندن زنان و مردان با هم (آن گونه كه در صدا و سيماى ايران معمول و متداول است) و از آن به گروه كر و گروه همخوان تعبير مى‏شود، از نظر اينجانب اشكال ندارد.

7. آيا حكم جواز گوش دادن به موسيقى و عدم جواز آن از احكام حكومتى است يا خير؟
جواز گوش دادن به موسيقى و عدم جواز آن از احكام حكومتى نيست بلكه از احكام فقهى است و لذا بايد هر مقلدى از فتواى مجتهدى كه از آن تقليد مى‏كند پيروى نمايد.

8. آيا استعمال آلات و ابزار موسيقى كه هنرمندان در سرودها به كار مى‏گيرند داراى اشكال است يا خير؟
استعمال آلات و ابزارى كه هنرمندان براى پرداختن و تنظيم كردن سرودهاى مفيد در بعد اخلاقى، اجتماعى، علمى، فرهنگى و مذهبى به كار مى‏گيرند بى اشكال است. چون در اين صورت معنون به عنوان آلات مشترك مى‏شوند كه هرگاه در سرودهاى ياد شده به كار گرفته شود، حلال و هرگاه در سرودهاى لهوى و داراى الفاظ باطل به كار گرفته شود، حرام خواهد بود و اينكه فقهاى پيشين خريد و فروش آنها را جايز نمى‏دانستند، بدين جهت بود كه تنها در لهو و لعب مورد استفاده قرار مى‏گرفت ولى امروزه در حكومت اسلامى آلات موسيقى از آلات مشترك به شمار مى‏آيند.
در هر حال صداى آلات موسيقى و استعمال آنها فى نفسه حرام نيست و در صورتى حكم به حرمت استعمال آنها مى‏شود كه به يكى از عناوين لهو يا لغو و يا باطل، معنون و يا مقرون شود. اين حكم اختصاص به آلات لهو ندارد بلكه تعميم داشته و شامل صداى انسان و غير آن نيز مى‏شود.

9. سبب اينكه فقهاى پيشين خريد و فروش آلات موسيقى را جايز ندانسته‏اند چه بوده است؟
فقهاى پيشين خريد و فروش آلات موسيقى را جايز ندانسته‏اند چون آلات موسيقى غنايى در گذشته تنها در لهويات و لغويات و معاصى به كار گرفته مى‏شد و ممحّض در اين بوده و داراى منفعت حلالى نبوده‏اند. اما امروزه كه در غير لهو استعمال مى‏شود و براى تنظيم و پرداختن سرودهاى مفيد، اخلاقى، اجتماعى، دينى، مذهبى و... به كار گرفته مى‏شود، مى‏توانيم قائل به جواز آن شويم، زيرا با تحول ويژگى‏هاى آنها، حكم آنها نيز متحول مى‏شود.
شيخ انصارى كه خريد و فروش آنها را در آن زمان حرام مى‏دانست، بدين جهت بود كه چيزى غير از حرام در مقام استعمال بر آنها مترتب نمى‏شد و در آن زمان مورد استفاده حلال و مباح قرار نمى‏گرفتند. ولى در اين زمان كه داراى استفاده حلال شده‏اند و براى غير حرام نيز به كار گرفته مى‏شوند، بدين جهت از آلات مشترك محسوب شده و خريد و فروش آنها جايز مى‏شود.

10. آيا خريد و فروش آلات لهو حرام است يا جايز؟
خريد و فروش آلات موسيقى كه ممحّض براى لهو است، حرام مى‏باشد و اما خريد و فروش آلات مشترك كه هم در حرام به كار گرفته مى‏شوند و هم در حلال - در صورتى كه عنوان استفاده از آنها در جهت حلال باشد - مانعى ندارد. ازاين‏رو خريد و فروش راديو كه داراى منفعت حلال و حرام است، پيش از نظام اسلامى ايران نيز از نگاه من حرام نبوده، زيرا فرق است بين آلت لهو و آلتى كه در لهو استعمال مى‏شود، آلت لهو آن آلتى است كه ممحّض در لهو باشد نه غير آن.
امروزه آلات موسيقى معروف از آلات مشترك محسوب مى‏شوند، زيرا براى جا انداختن و پرداختن صداهايى كه مقرون به شعرهاى با مضمون عالى مى‏باشند، به كار گرفته مى‏شوند، از اين رو خريد و فروش آنها مانند راديو و تلويزيون بى‏اشكال است. پس آنكه آلات مذكور را مى‏خرد، اگر آنها را براى جا انداختن و پرداختن صداهاى باطل به كار گيرد حرام است و اگر در صداهاى مقرون به شعرهاى مفيد به كار گيرد مباح است.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 22:26  توسط   | 

آيا ياد گرفتن و آموزش موسيقى حرام است يا خير؟
آموختن و ياد دادن موسيقى و نوازندگى براى به كارگيرى آن در برنامه‏هاى فرهنگى مفيد، مباح است و اشكالى ندارد و مى‏توانند زنان با رعايت موازين شرعى در كلاس درس حاضر شوند.

2. خريد و فروش آلات لهو براى اطفال صحيح است يا باطل؟
خريد و فروش آلات لهو و طرب براى اطفال كه به انگيزه پيدايش آرامش براى آنها مى‏سازند، مانعى ندارد.

3. نظر حضرت عالى در باره آهنگ‏ها و آوازهايى كه از صدا و سيماى جمهورى اسلامى پخش مى‏شود چيست؟
بارها گفته شده آوازهايى كه بر اساس غرض صحيح و داراى سبك و شيوه متقن و متمايز از الحاق اهل فسوق و شيوه‏هاى لهو و باطل باشند و مفاهيم بلند اخلاقى، عرفانى، مذهبى، دينى، اجتماعى، فرهنگى و تربيتى را در برداشته و روح جامعه را براى تخلّق به اخلاق پسنديده و نيكى‏ها آماده كنند و مفاهيم مذهبى و عقيدتى را با لطافت در قلب‏ها جاى دهند و روحيه مقاومت و مبارزه با دشمنان وطن و مذهب را تقويت نمايند و جلوى تمايل و گرايش نسل‏ها را به سوى آوازهاى فاسد و مفسد و آهنگ‏هاى مهيّج شهوانى سد كنند، هيچ گونه اشكال شرعى همراه نداشته‏بلكه بسيار خوب و پسنديده است و بيشتر برنامه‏هايى كه از صدا و سيماى جمهورى اسلامى پخش مى‏شود، داراى اين ويژگى‏ها مى‏باشند و لذا اشكالى به نظرنمى‏رسد.

4. آيا گذاشتن آهنگ‏هاى مذهبى و خواندن سرودهايى كه داراى مضمون عالى در بعد اخلاقى و دينى و مذهبى است، به مناسبت‏هاى مواليد امامان)ع( و يا اعياد در حسينيه‏ها و تكيه‏ها و مساجد از نظر شرعى حرام است يا خير؟
حرام نيست.

5. صداهايى كه از بلندگو و در جلسه‏اى كه در محله‏اى برگزار مى‏شود پخش مى‏گردد و باعث اذيت همسايه‏ها و مردم مى‏شود، آيا از نظر شرع جايز است؟
پخش صدا در هر كجا كه باشد در صورتى كه مزاحمت براى مردم داشته باشد و آسايش را از آنها سلب كند جايز نيست.

6. خريد و فروش و استفاده از ابزار موسيقى مانند كمانچه، ارگ، پيانو، ضرب و مانند آن كه در موسيقى به كار گرفته مى‏شوند، جايز است يا خير؟
بارها گفته‏ايم خريد و فروش و نگهدارى از ابزار و وسايل موسيقى كه ممحّض در لهو و تنها در آن به كار گرفته مى‏شوند حرام مى‏باشد و اگر ممحّض در آن نباشند - يعنى هم در لهو كه حرام است و هم در غير لهو كه حرام نمى‏باشد، به كار گرفته مى‏شوند - در اين صورت حرام نمى‏باشد. زيرا فرق است بين آلت لهو و آلتى كه در لهو و در غير آن هم به كار گرفته مى‏شود و حرام اختصاص به قسم اول دارد، نه قسم دوم. پس اگر ابزار و وسايلى كه در مورد ياد شده آمده، از قسمى باشند كه براى جاانداختن و پرداختن صداهاى لهوى به كار گرفته مى‏شوند، حرام است و اگر براى جاانداختن و پرداختن صداهايى كه لهوى نيست به كار گرفته مى‏شوند، بى‏اشكال‏مى‏شوند.

7. سرودها و اشعارى كه داراى مضمون عرفانى‏اند و به صورت غزل يا غير آن در دستگاه‏هاى موسيقى خوانده مى‏شوند، داراى چه حكمى مى‏باشند؟
اگر با صدا و آهنگ‏هايى كه با مجالس لهوى )هوس‏رانى و بى‏بندوبارى( مناسبت دارد خوانده شود، حرام است و اگر با صدا و آهنگ‏هايى كه با آن مجالس مناسبت ندارد باشد و به گونه نيكو و پسنديده خوانده شود - چنانچه امروزه متداول شده است - جايز است و هيچ گونه اشكالى ندارد.

8. يادگيرى موسيقى، خوانندگى و نوازندگى آيا اشكالى دارد؟
يادگيرى موسيقى فى نفسه اشكال ندارد، ولى اگر آن را وسيله‏اى براى استفاده از نوع لهوى آن قرار دهند، حرام است و در غير آن حلال است.

9. اگر سلامتى روحى و روانى شخصى منوط به شنيدن صداها و آهنگ‏هاى لهوى باشد و يا نواختن به گونه آنها باشد، آيا اشكال دارد؟
در صورتى كه صداها و آهنگ‏هاى لهوى عنوان درمانى را پيدا كنند، اشكال‏ندارد.

10. موسيقى هنرى است كه داراى قواعدى مى‏باشد، از اين رو تشخيص موضوع آن با چه كسى است؟
تشخيص دقيق آن بر عهده موسيقيدان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 22:25  توسط   | 

آیا میشود زکات وصدقه های واجب را به کسی که نماز نمیخواند یا شراب میخورد داد؟

پاسخ:اگر آن را صرف در مخارج ضروری زندگی خود میکند میشود...ولی اگر در معیصیت آن را صرف کند جایز نیست

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 1:28  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 1:12  توسط   | 

پرسش:افرادی که رعایت حجاب و اصول اسلامی چه جزئی و چه کلی را نمیکنند نظر مبارکتان راجع به رفت و آمد و نماز خواندن در منزل ایشان چیست؟

پاسخ:رفت و آمد با آنان و نمازخواندن در منزلشان اشکالی ندارد بخصوص اگر موجب هدایت و راهنمائی آنان نیز بشود

پرسش:آیا برای زن یا دختر جایز است هرلباسی با هر رنگی که باشد بپوشد؟

پاسخ:برای زنان و دختران هرلباسی و با هر رنگی که باشد جایز است و فی نفسه هیچ گونه اشکالی ندارد

پرسش:آیا نگاه به زنانی که حجاب اسلامی را رعایت نمیکنند حرام است؟

پاسخ:زنانی که حجاب شرعی را رعایت نمیکنند و امر به معروف و نهی از منکر در آنها نیز اثری ندارد نگاه کردن به آها درصورتی که به گونه ریبه و لذت نباشد اشکال ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 23:36  توسط   | 

آیا آموزش ورزش های رزمی و نمایش فیلم ویدیوئی در مساجد اشکال دارد؟

پاسخ :درصورتی که منافاتی با شئون مسجد عرفاً و مزاحمت با نمازگزاران نداشته باشد اشکالی ندارد

پرسش:آیا کشیدن سیگاردر مسجد یا دیگر مکان های مقدر اشکال دارد؟

پاسخ:اشکال ندارد مگر درصورتی که دارای پیامدهای ذیل باشد:

1_هتک حرمت از نگاه عرف

2_اذیت دیگران

3_ضرر


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 23:31  توسط   |